۹ آبان ۱۳۸۸

مانور با كارگران جعلي

اين خبر كه سايت خبر آن‌لاين منتشر كرده، از نظر محتوا و ادبيات يك شاهكار تمام عيار است و اگر نخوانيد حتماً چيزي را از دست داده‌ايد:
روز آخر یک مانور در ساری به نحوه برخورد با کارگران معترض فرضی اختصاص یافت.

به گزارش پایگاه خبری سفیر از ساری در این مانور صدها کارگر نمایشی در اعتراض به عدم دریافت مطالبات خود یکی از بزرگراه های شهر را مسدود کردند و با آتش زدن لاستیک خودرو و چوب خواستار دریافت حقوق خود شدند.

در این مانور، مذاکرات ماموران انتظامی و امنیتی با معترضان بی نتیجه ماند و این تجمع به درگیری انجامید که ماموران نیروی انتظامی توانستند ضمن سرکوب اعتراضات تمامی آشوب گران فرضی را بازداشت کردند [كنند] و موفق شدندجاده مسدود شده را باز کنند.

بعد خيال‌تان را پر و بال دهيد و تصور كنيد كه كارگران نمايشي جعلي، احتمالاًگروهي از كارگران روزمزد بوده‌اند كه سر چهارراه مي‌ايستند به اميد اين كه شغلي در يك كار ساختماني يا جاي ديگر پيدا كنند - يا شايد در مانورهاي بعدي پليس چنين باشند. پليس رفته به اين‌ها پول داده تا نقش كارگر معترض را بازي كنند. اين مي‌شود مانور مشترك پليس و كارگران نمايشي!

و ديگر اين كه نمرديم و در جمهوري اسلامي مانور سركوب اعتراض كارگران حقوق نگرفته را هم ديديم. يعني اصلش را كه ديده بوديم، مانورش چيز ديگري بود!

۵ نظر:

The Waiter No. 2 گفت...

در هر صورت، "قورباغه ها جدی جدی میمیرند".

ج گفت...

«در ج.ا. هم دیدیم» مطمئنی این امر در جاهای دیگه سابقه داره، یا اینکه کلا برا اولین دفعه در تاریخه؟

علي معظمي گفت...

به ج:
فكر كنم درست حرفم را نگفته‌ام: منظورم اين است كه اين را هم ديديم، نه آن كه در جاي ديگر ديده بوديم، اينجا هم ديديدم.
از سابقه تاريخيش متاسفانه بي اطلاعم :-)

راستي من وقت و ذهنم را جمع كنم به كامنت قبلي شما جواب مي‌دهم.

ی گفت...

خدا را شکر که نیروهای جان بر کف انتظامی «موفق شدند» تمامی آشوب گران فرضی را بازداشت کنند و ...
(یعنی قرار بود در مانور شکست بخورند از معترضین؟!)

دندانپزشک کاذب گفت...

یادته یک جایی توی شبهای ببره شیرفرهاد و دار و دسته اش از دشمن فرضی شکست خورند. یاد اون ماجرا افتادم