۱۵ دی ۱۳۸۶

پاسخ حسين درخشان

حسين درخشان در دو پست جداگانه به مطلب من پاسخ داده است؛

بخش اول: بشيريه همانقدر «چپ» است كه توني بلر
بخش دوم: بيماري تقليل‌گرايي

براي جواب دادن هنوز تصميمي نگرفته‌ام؛ اگر چه براي پاسخ به بخش اول جواب آقاي درخشان يادداشتي آماده كرده‌ بودم


۷ نظر:

soroush گفت...

من ابتدا توی وبلاگ آن آقا نظر دادم بعد دیدم نظارت استصوابی دارد گفتم اینجا بنویسم: آقای درخشان می دانم کنجکاوانه همه نظرات را می خوانید لطفا این را هم ببینید:

آقای درخشان به نظرم شما اطلاعات عمومیتان خوب است و به نظر از هوش متوسطی هم برخوردارید. سوالهایی که طرح کردید برای خودتان احتمالا حجت خیلی چیزهاست و البته آدمهای متوسط همیشه از استدلالهای خودشان ذوق زده می شوند ولی با طرح یک سری سوال بی جواب و به اصطلاح با هوچی گری سعی در یک نتیجه گیری بی مزه داشتید که به نظرم خواندنش دور از شان یک آدم با شعور است. به هر حال من ناامیدانه مجبورم به دوستان پیشنهاد کنم یا این متن را نخوانند و یا انتظار جواب برای معظمی را نداشته باشند. آقا شما اگر خودتان هم خودتان را محق نمی دانید چرا وقت مردم را تلف می کنید. من برایم جالب است که اینهمه ذوق زدگی و شیدایی ناشی از معروفیت و توهم صاحب نظری کی دست از گریبان طفلک شما بر می دارد ولی آقا دست از این جور تلاشهای مذبوحانه بردارید و به همان دفاع از قانون سنگسار و همزمان حمایت از همجنسگرایی بپردازید که انگار بیشتر باعث شهرت می شود. علی معظمی آنقدر معروف نیست که شما با گاز گرفتنش خودتان را مطرح کنید. انتخابات مجلس هم نزدیک است به زودی توی میدانهای شهر می بینیمتان. راستی خدا بیامرزد مادربزرگتان را. آدم رقیق القلب کم نیست حسین آقا جان. من هم تسلیت می گویم. یک چیزی هم یادم رفت. زمان رضاخان توی سربازخانه ها یک دست سرباز یک تکه گچ و دست دیگر یک تکه زغال می دادند. بعد برای بیچاره هایی که دست چپ و راستشان را نمی شناختند فریاد می زدند به گچ گچ! چند سال پیش توی گروهان پزشکان پادگان صفریک(آقای درخشان شما کجا سربازی رفتید؟) افسر آموزش کلاهش را کوبید زمین و جفت پرید رویش. بعد ناامیدانه جیغ زد شما که دست چپ و راست را بلد نیستید چطور دکتر شدید؟ بعد به گروهبانش دستور داد برود برای بعضی ها گچ پیدا کند. بگذریم. روحانیت چپ گرا فکر کنم خودش از علائم ظهور آقا باشد. مثل خری که آواز می خواند(شرک 1 و 2 و3) و مردهایی که شبیه زنها هستند و غیره. البته از آنجایی که زمین گرد است اگر زیاد به سمت غرب حرکت کنی به شرق می رسی و به عکس، ممکن است که شما و روحانیون فداکار مسلمان چپ باشید( حالا نه که چپ تحفه است!!). من فکر می کردم گوهر جمهوری اسلامی روحانیت است که امروز برایم روشن شد این قضیه گوهر و گوهری یک جور بیماری جدید است که من و امثال معظمی گرفتیم و علائمش توی رادیولوژِی آقای درخشان(چه اسم با مسمایی! اسم خودتان است؟ زیاد هم بی ارتباط به درخشیدن و تابش و رادیولوژی نیست! ) کشف می شود. بگذریم با توجه به عمق استدلالی که از شما سراغ داشتم و هنوز هم دارم و در این آشفته بازار فرار مغزها دور نیست روزی که شما به مقامات رفیع کرسی حکمرانی این سرزمین برسید که امثال شما توی این دو سه دهه کم نبودند. خدا همه را بیامرزد.

Masoud گفت...

علی گول آدمهای دور و برت را نخور و فشار آنها را برای بایکوت کردن درخشان رد کن. این بحث بحث خوبی است و درخشان هم این دفعه جواب خوبی داده. اگر جواب ندهی به نظرم زیاد جالب نیست و تصویر خوبی از منش تو نمیسازد. به نظر من حتما جواب بده و بحث را باز کن.

یک ‌وحید گفت...

علی‌جان
لطفا ادامه بده این فرصت خوبی است برای تمرین بحث، به جای دعوا و فحش
لطفا فرصت خواندن را هم از ما نگیر

ناشناس گفت...

ali,javab,nadeh
alireza,heshmati

ناشناس گفت...

قطعا دیالوگ شما و حسین درخشان آموزنده خواهد بود. پتسخ بدید لطفا.

ناشناس گفت...

Ali jan,akhe vaghean in matalebi ke na sar dare na tah na z iek methodology moshakhas peirovi mikone na etelaat mabnaie tahlil dorosti dare..che arzeshi baraie javab dare. edahaie be zaher elmie mojahedin,shakheiee az communist kargari va hala ham hossein derakhshan dar iek sath va ba iek angizas..shoghali gar mahe boland ro doshnam goft....

ناشناس گفت...

take alook at what he wrote under Amshasepandan link in his weblog. does shuch a person even worthy for a reply?